غزل کویری |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
چهارراه بعدی
و تو از مرگ گفتی و من
زندگی را روزی هزار بار می مردم
با قهوه عشق می خوری
نگاهم هم می خورد
بر هم میزنی دستم و دستت را
وموج رادیو را
که هنوز هم در چهارراه بعدی نفرت نوبل میگیرد؟؟؟
دوباره تردید دستهایم...
گلها به دست خو نمی کنند این روزها
تو با قهوه لبخند می خوری و
من تماشای تو را...
| لینک | ۱۳۸٦/٢/٢٢ - مستان |

